شمس الدين احمد

94

خزائن الملوك ( فارسى )

كم شدن و صلابت بر دهن آن ظاهر گشتن و درون سو گوشت سفيد پديد آمدن ناسور نامند و بعضى انقضاى چهل روز از يوم انفجار در ناسور مشروط كرده‌اند و آنچه در عظم واقع شود اگر در قحف افتد شجر بفتح شين معجمه و جيم مشدده و هاى موقوفه نام دارد و على حسب مراتب التفريق بصادعه و هاشمه و واضحه و منقله و مامومه و جافيه مشهورست و اگر در ما دون قحف افتد پس چون در عرض استخوان به نهجى واقع شود كه وى را به دو جز يا باجزاى كبار منقسم سازد كسر گويند و الا تفتت خوانند و اگر در طول افتد صدع نامند و در تسميهء تفرق اتصال غضروفى اطبا را اختلاف‌ست بعضى على الاطلاق رض گويند و بعضى اطلاق كسر بر وى نيز كرده شكستن صدف گوش را انكسار الاذن ناميده‌اند و بالجمله اگر در عرض به دو جز يا اجزاى كبار افتد فسخ و اگر باجزاى صغار واقع شود ايضا تفتت نامند و بعضى رض را به همين مخصوص داشته‌اند و اگر در طول افتد نيز صدع گويند و آنچه در عصب واقع شود اگر در عرض بود بتر و اگر در طول بود به صورت قليل العدد بودن شق و به صورت كثير العدد بودن شرح نامند و آنچه در عضله افتد اگر در طوف وى باشد هتك و اگر در عرض وى باشد جر خوانند و اگر در طول وى دست دهد به شرط قلت عدد و كثرت عوز ايضا صدع و در صورت كثرت عدد نيز فسخ نامند و آنچه در عروق افتد شريان باشند يا آورده اگر در عرض بود قطع و فصل خوانند و اگر در طول بود ايضا صدع نامند و اگر مفتح افواه عروق بود بثق گويند و تفرق وريدى را على الاطلاق انفجار و شريانى را ام الدم خوانند و آنچه در اغشيه و حجب افتد فتق نام نهند اينست همگى اسامى تفرق اتصال اعضاى مفرده و واضح باشد كه تفرق اتصال كه در اعضاى بسيطهء متشابهه واقع شود بانحلال الفرد موسوم شود اما آنچه تفرق اتصال به اعضاى مركبه افتد آن گاهى در جزئين عضو واقع شود و يكى را از ديگرى جدا سازد بىآنكه بعضو مفرد آسيبى رسد و اين نوع را انفصال و انخلاع گويند و گاهى در عصب واقع شود به نهجى كه عضو از محل خود زائل شود و در جرم عصب تفرق راه نيابد و اين را فك خوانند اما مرض مركب آنست كه حادث شود از اجتماع امراض مرض واحد كه او را اسم خاص و علاج خاص باشد همچو وجع و ورم و نحو آن كه نزد اطبا وجع مركب از سوء مزاج مختلف و تفرق اتصال‌ست و جالينوس گفته كه سبب وجع سوء مزاج بالعرض‌ست و تفرق اتصال بالذات و شيخ گفته كه هر واحد آن سبب وجع بالذات‌ست و بالعرض و ورم از تركيب سوء مزاج مادى و تفرق اتصال و زيادت فى المقدار حدوث يابد اما وجع بفتحتين واو و جيم و عين مهمله در لغت بمعنى مطلق درد آمده و در اصطلاح اطبا عبارت از ادراك محسوس منافى من حيث هو منافىست و و جاع بر وزن